
در شرایطی که ناامیدی به یکی از ابزارهای جنگ نرم دشمنان علیه نظام بدل شده دیگر امید، تنها یک حسِ زودگذر نیست؛ بلکه حرکت جمعی یک ملت به سمت پیشرفت و مقاومت است.
به گزارش موج الوند، این روزها در اوج فشارهای اقتصادی و تحریمهای ظالمانه، جنگی خاموش اما گسترده در جبهۀ روانی دشمن علیه ملت ایران در جریان است. جنگی که سلاح اصلی آن، «ناامیدی» و هدف نهایی آن، از پا درآوردن «ارادۀ ملی» برای «مقاومت و پیشرفت» است. دشمن میکوشد با سرمایهگذاری کلان روی پروژه یأس و ایجاد ناامیدی روحیۀ ملی را تضعیف و از شرایط سخت معیشتی، به نفع اهداف استکباری خود بهرهبرداری کند.
درک عمیق این توطئه، بارها توسط مقام معظم رهبری در دیدارهای مختلف بیان شده است. ایشان بارها به آحاد مختلف جامعه تاکید فرمودند: «ناامیدی گناه است؛ دشمن تمام همتش آن است که شما را از امید به آینده ناامید کند و ما باید در مقابل این توطئه بایستیم.» همچنین ایشان در جای دیگری یادآور شدند که بزرگترین پیروزیها، در دل سختترین محاصرهها و فشارها متولد شده است. از این رو امید امروز تنها یک فضیلت اخلاقی نیست؛ یک تکلیف استراتژیک و پادزهری علیه جنگ روانی دشمن است و در چنین شرایطی است که امیدوار بودن، حکم را جهاد پیدا میکند. بر همین اساس، امید از حوزۀ احساس فردی به عرصۀ مسئولیت اجتماعی و مقاومت فعال ارتقا مییابد.
ایجاد امید به مثابه یک «تکلیف»
در شرایط کنونی، مسئله امید و نشاط آفرینی در جامعه به یک مسؤولیت جمعی و چندسطحی بدل شده که نیازمند مشارکت تمامی آحاد جامعه است. این فرآیند تنها با دستور و بخشنامه محقق نمیشود، بلکه نیاز به بسترسازی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی دارد که هر فرد به سهم خود در این مسیر نقشآفرین است.
در سطح کلان، مسؤولیت اصلی بر عهدۀ نهادهای حاکمیتی و دولت است. این مسؤولیت پیش از هر چیز با عدالت اجتماعی و اقتصادی آغاز میشود. جامعه عادل، جامعهای امیدوار و با نشاط است. زمانی که مردم احساس کنند قوانین به صورت یکسان برای همگان اجرا میشود و فساد به شدت مورد پیگرد قرار میگیرد و فرصتها به صورت برابر توزیع میشود از این رو اساس روانی لازم برای نشاط در آنها شکل میگیرد.
در این میان اما رسانهها، به عنوان آینه و نیز قالبساز ذهن جامعه، نقشی حیاتی دارند چرا که مسؤولیت آنها تنها انعکاس رویدادها نیست، بلکه آفرینش روایت امید و ساختن محتوای نشاط آور است. این بدان معنا نیست که نباید مشکلات بیان شود، بلکه باید در کنار بازگویی دشواریها، راهحلها و پیشرفتهای کشور از زبان گویای رسانه به درستی بیان شود. رسانهها باید به ترویج سبک زندگی سالم پرداخته و از تولید و تکرار محتوای یأسآور، خشونتزا و مایوسکننده پرهیز کنند زیرا این موضوع بخشی از مسؤولیت اخلاقی رسانههاست.
نشاط واقعی، درونزا و هویتساز است
به طور حتم قلب نشاط واقعی در جوامع، در مشارکت مردمی و نهادهای مدنی غیردولتی میتپد. مسؤولیت هر یک از ما، فارغ از جایگاه اجتماعی، این است که تنها مصرفکنندۀ نشاط نباشیم، بلکه تولیدکنندۀ آن نیز باشیم. این مشارکت میتواند اشکال ساده و در عین حال تاثیرگذاری داشته باشد. به طور مثال با برگزاری مناسبتهای ملی و مذهبی به جای مراسمهای سنگین و هزینهبر؛ حمایت از تولیدات و هنرهای داخلی که حاوی پیام امید و هویت ملی هستند؛ و نیز مشارکت در کارهای خیر جمعی که حس مفید بودن و همبستگی را تقویت میکنند؛ از جمله این موارد است.
باید به یاد داشته باشیم که نشاط واقعی، نشاطی درونزا، هویتساز و جمعی است، نه وارداتی و مبتذل! نشاطی که از دل مشارکت، خلاقیت و احساس تعلق میجوشد، پایدارتر و عمیقتر است. بنابراین هر یک از ما به عنوان یک عضو جامعه، با اقدامات کوچک و بزرگ خود میتوانیم در ساختن فضایی شادابتر، امیدوارتر و مقاومتر در برابر یأس نقش ایفا کنیم. جامعهای که در آن مردم برای یکدیگر و در کنار هم شادی میآفرینند، جامعهای است که هیچ جنگ روانی نمیتواند ارادۀ آنها را در هم بشکند.
در نهایت امیدواری به معنای انکار مشکلات نیست؛ بلکه به معنای باور به ظرفیتهای بینظیر ملی برای عبور از مشکلات است. جامعه امیدوار جامعهای است که مشکلات را میبیند، اما بر توانایی حل آنها متمرکز میشود، این جامعه سرمایههایش در کشور میمانند و رشد میکنند و تحریم را به فرصتی برای خودکفایی تبدیل میکند.
یادداشت: سیده لیلا آقامیری




